عکسی و شعری 3 (شعر از حبیب)

یه درخت خشک و بی بر میون کویر داغ

توی ته مونده ی ذهنش نقش پر رنگ یه باغ

شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید

بر و دوشش همه پر شد ز عقاقی سفید

شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید

بر و دوشش همه پر شد ز عقاقی سفید

زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

اولی گفت اگه بارون باز بباره تو کویر

دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر

دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود

جنگل  و  پرنده  بود  و  گذر  زلال  رود

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویره باوره

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویره باوره

 

اولی گفت اگه بارون باز بباره تو کویر

دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر

دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود

جنگل  و  پرنده  بود  و  گذر  زلال  رود

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویره باوره

گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره

اون درخت اما هنوزم تو کویره باوره

یه درخت خشک و بی بر میون کویر داغ

توی ته مونده ی ذهنش نقش پر رنگ یه باغ

شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید

بر و دوشش همه پر شد ز عقاقی سفید

شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید

بر و دوشش همه پر شد ز عقاقی سفید

زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست

دید دو تا کفتر چاهی روی شاخه هاش نشست

/ 3 نظر / 8 بازدید
مریم

واییییی این ماجرا منه که.... یک کاکتوسم...بغلم کنید!!!!![ناراحت][وحشتناک] .. .... عجب![رویا]

مهدیه

سلام معلم بزرگوار.شما دبیر انشا هستید... شاید کمکی از دست شما بر بیاد...یکی ازم خواسته درمورد یک موضوع براش یه صفحه بنویسم.ممنون میشم اگه کمکم کنید. "کلبه ذهن شما چه رنگی است؟" با تشکر از لطف بی نهایت شما[گل]

مهدیه

ممنون از راهنماییتون.اگر متنی با این مضمون به چشمتون خورد منو فراموش نکنید![گل][لبخند]