ثبت روانم

سلام بازهم در محور زمان حرکت میکنم و ثبت میکنم ورود خود را به ایین دود و غبار لذت بیزمانی ورودم به درد و دود و غبار متبرک ملعون گویا با هر نفسی جهانرا به کام میگیرم و با هم دمی حیات را به جهان بازمیگردانم حقه ام در این میان و اتشم در این میان اوردگاه حیرت است برای من کاش زودتر متوجه اعتیادم شده بودم من معتاد شدم به درد درون به دانستن غبار الود و سکوت کردن به جواب داشتن و سکوت کردن به لبخندی از سر همدردی و درد کشیدن و باز مهمان زیبایی خداوندم تضادها زندگی مرا افزون است تضاها و تناقضها :)

/ 0 نظر / 10 بازدید