آیینه های روبرو

آیینه های روبرو ( بدون ارتباط به نام فیلم)

چشم دربرابر چشم

گونه در برابر گونه

لب در برابر لب

چه آیینه شفافی 

خودم را در چشمانت می بینم

خودم را در چشمانت گم می کنم

خودم را در آغوش چشمانت رها می کنم

باز اشکهایم

فضای دیدنت را محدب کرده است.

بوییدن

نفسم را بند آورده است

نمی دانم کدام را انتخاب کنم

بوسیدنت را یا بوییدنت را که هرکدام برای من بوی بهشت است.

و باز مقابل می شوم با چشمانت و باز آیینه های روبرو

خمیده بر پشتم و خمیده در روبرو

امنیت آغوش پرنده وار

و زندگی مست کننده دوار

خمار صدشبه دارم

شرابخانه کجاست؟؟؟

/ 1 نظر / 7 بازدید
برده ولی آزاد

تقدیم شما از هرآنچه خوبیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] بر حقیقت تلخ بخندید تا برای خنده مجبور به شنیدن دروغ شیرین نشوید. [گل]