سواری ياد داری؟

روزی به شیطان گفتم: لعنت بر شیطان.

لبخند زد.

پرسیدم: چرا می خندی؟

گفت: مرا لعنت می کنی در حالی که هنوز هیچ بدی در حق تو نکرده ام!

با تعجب پرسیدم: پس چرا من زمین می خورم؟ چرا بلا سرم می آید.

او گفت: نفس تو مانند اسبی است که آنرا رام نکرده ای٬ نفس تو هنوز وحشی است٬ او تو را زمین می زند.

گفتم: پس تو چه کاره ای؟

پوزخندی زد و گفت: هر وقت سواری آموختی٬ آنگاه من برای رم کردن اسب تو خواهم آمد٬

فعلا برو سواری یاد بگیر!24.gif

(بر گرفته از مجله همگامان)

/ 2 نظر / 10 بازدید
خاطره

حيف که وقت ندارم وگرنه باهات کار می کردم تا اقلا بتونی در حد اسيستانت! اسيستانتم باشی(آخيش اگه جواب نميدادم خفه ميشدم!!! ميدونی که )ولی هنوز ننوشته يه خورده... پرروتر از اين حرفهام که پاک کنم تو بي خيال

مريم

هر وقت دو تا زن و شوهر دعوا می کنن احساس می کنم که شيطان قهقه می زنه. خوشحالم که ما باعث خنده شيطون نمی شيم. آدم وقتی بدونه شيطان در کمينه و منتظر حواسش رو بيشتر جمع می کنه