عشق همیشه در مراجعه است!

سلام

همیشه در مراجعه بودن عشق ماجرایی دارد!

راستی؟ عشق چرا در مراجعه است؟ چرا آفت عشق وصال و بوسه است؟
یادمه کودک که بودم به اولین تپشهای تند قلبم٬ لقب عشق دادم...

 بعد فهمیدم آتش عشق شدت بیشتری دارد!
وچه ماجرای جالبی است طلوع آفتاب و غروب آن! که هر بار نشان از چرخه ای دارد!

گذر از سیب و دانه مقدور نیست! دانه باشیم یا سیب؟دانه و سیب
 
دانه باشیم که زندگی در روییدن است؟
سیب باشیم که مرگ دانه و روییدن دانه ای نو است؟
یا دانه ای دیگر باشیم از پس سیب که برویانیم زندگی را؟

چه جالب هر کدام از ما سیب پدرانمانیم و دانه فرزندان!
باز هم چه جالب که چرخه  زخمها همانند چرخه زندگی و مرگ و همانند چرخه دانه و سیب و...
همه چرخ ها می چرخند! ما نیز در آن میانه ...

راستی شما کجایید؟

/ 8 نظر / 20 بازدید
پرستنده

هر چی فکر می کنم نمی دونم چی بگم. اما به هر حال می دونم که برای من هنوز دانه بودن خیلی سخته

ر.موسوی

پس سیب همّیشه در مراجعه است نان روز را چه کنیم با این سیب!؟

مامان

خیلی قشنگ بود . اصل شعر را هم با ذکر منبع بگذاری خوب است

سید عیسی هاشمی

سلام بر همه مادر جان بنده در پست های گذشته ذکر منبع را به صورت کامل و جامع انجام نمودم! حضرت آقای موسوی هم خوب آبشار میزنی ها! ایشالا نان روز بقای سیب تون و دانتون باشه[خنده][خنده]

...

پس بقای عشق در این مراجعه است؟!

یاسی

سلام آقا سید اتفاقی با وبلاگت اشنا شدم. اگه به من سر بزنی ممنون میشم.گرچه قابل قیاس نیست .

عین ا... باقر زاده

حالا شما یقین داری که نامجو درست میگه؟ من می گم اعتماد نکن. خودت برو تحقیق کن. از ما گفتن