ای همدم روزگار چونی بی من؟

این نوشتار امروز من است.

چونی ای همدم روزگار؟

بی من چگونه ای؟

هم غره ام به تو و هم حسرت میبرم به تو

هم خوشم از حالم و هم تا خوش از آن

غره ام به تو 

               زیرا توان و اراده یافتن همدمت را داری و تشنگی خود را یافتی و از آن چشمه می نوشی در حد توان و هرگز سیراب نمی شوی

حسرت می برم به تو

               زیرا توان و اراده یافتن همدمت را داری و تشنگی خود را یافتی و از آن چشمه می نوشی در حد توان و هرگز سیراب نمی شوی

خوشم از حالم

                     زیرا هنوز دزد خود را نیافته ام که سیرابم کند و این موضوع که هنوز دزدی ندارم دردیست بر جانم و از این درد هم لذت می برم و هم رنج

و ناخوشم از حالم

                     زیرا هنوز دزد خود را نیافته ام که سیرابم کند و این موضوع که هنوز دزدی ندارم دردیست بر جانم و از این درد هم لذت می برم و هم رنج

 

این است تقدیر من در زندگی :)

 

 

ای همدم روزگار چونی بی من؟

ای مونس و غمگسار چونی بی من؟

من با رخ چون خزان خرابم بی تو

تو با رخ چون بهار چونی بی من؟

ای همدم روزگار چونی بی من؟

ای مونس و غمگسار چونی بی من؟

من با رخ چون خزان خرابم بی تو

تو با رخ چون بهار چونی بی من؟

/ 2 نظر / 21 بازدید
پینه دوز

[گل]

پینه دوز

[گل]