رنج سفر و تقدير آدمی

و گمانم تقدير آدمی در آن است که بخواهد و نرسد ، برود و شکست بخورد، بدود و زمين بخورد، صعود کند و سقوط را در پی اش داشته باشد....و اين است طعم زندگی...چه انسانها که آمدند و رفتند و خاطره را با خود زمزمه کردند: ...عرصه يکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود، صحنه پيوسته بجاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد.

سلام

فعلا چيزی جز سرفه های روحم را نميتونم بنويسم.... تا بعد ببينم چه می شود.

/ 2 نظر / 7 بازدید
علی آقا مربی

سلام بر عيسی هاشمی. اقا رفتی زير پا را هم نگاه نکردی. این همه سرفه می کنی یه وقت استفراغ نکنی. ما پرت میشیم بیرون. ممنون از این که اسمی هم از ما بردی. يا علی

امین

دوست داشتم تو آخرين مطلب نظر بدم. نظرات غيرفعال بود. حالا که اينطوره نمی نويسم.