فراموشت می کنم! قول میدهم

در میان این فراموشی
روشن می کنم خاطراتت را و با آتش آن نفس عمیقی می کشم
و بیرون می دهم خاکستر خاطرات تلخ را
می بینم! به وضوح می بینم! خاطره اولین آشنایی مان را
و خلوتمان را
و می بینم آتش تو را و آتش خود را
لبخندی بر لب 
مرور می کنم نشانه های تو را در روانم
میبینم
طغیان تورا
آتشفشانی بس عظیم به خاطرم می آید.
آن هنگام نفس هایم با نفسهایت در هم می آمیزد.
نترس 
قول می دهم فراموشت کنم
این داغی نشانه ابدی در روانم است
اما
نترس 
نترس
فراموشت می کنم!
/ 2 نظر / 16 بازدید
پینه دوز

قول سختی است...!

روزگار...

خودت باید بترسی نه دیگری [خنثی]