سلام
غول در زندگی ما کجاست؟ اصلا آیا ما در زندگی مون غولی داریم؟
همیشه با نگاهی معصومانه فارغ از هر گونه ریسکی به زندگی نگاه می کردیم.
همیشه هم ما رو از یه چیزی به نام لولو٬ جیززز و ... می ترسوندن.
هی...

غول

ما برای یتیم شدن و برای ترسیدن به لولویی نیاز داریم. تا این لولو چه باشد! و چه ها بکند!


غول در زندگی ما همان جاهایی است که از آن بزرگترین ضربه ها رو خوردیم و هرگز به آن نزدیک نمی شویم. یادتان است در کودکی تا مدتها از شمعُ٬ می ترسیدید!


ممکن است عده ای بگویند ما اصلا چنین چیزی نداریم.
در پاسخ باید گفت که شما جهت خود را بعد از ضربه ای که خوردید عوض کردید به نحوی که اصلا به غول برخورد نکنید. ممکن است ما تمام طول زندگی خود در حال فرار از غول بزرگ باشیم.

 یا حتی سالها در حال چانه زدن که : تو رو خدا یه راه برای فرار من نشون بده! من از تو ای غول بی شاخ و دم می ترسم.

غافل از اینکه راه حل در پریدن در دهان غول است.
 
گنج ما آنجا نهفته است که خود را در دهان غول بیافکنیم.
 
ما می ترسیم و ترسیدن ما رمز بقای ماست.
 
دیدی! پس چه خوب است که ما می ترسیم!

چون حداقل غول را می بینیم و می دانیم کجا باید بپریم!! نه؟

در دهان غول شادان ببینم شما را