سلام

همیشه در مراجعه بودن عشق ماجرایی دارد!

راستی؟ عشق چرا در مراجعه است؟ چرا آفت عشق وصال و بوسه است؟
یادمه کودک که بودم به اولین تپشهای تند قلبم٬ لقب عشق دادم...

 بعد فهمیدم آتش عشق شدت بیشتری دارد!
وچه ماجرای جالبی است طلوع آفتاب و غروب آن! که هر بار نشان از چرخه ای دارد!

گذر از سیب و دانه مقدور نیست! دانه باشیم یا سیب؟دانه و سیب
 
دانه باشیم که زندگی در روییدن است؟
سیب باشیم که مرگ دانه و روییدن دانه ای نو است؟
یا دانه ای دیگر باشیم از پس سیب که برویانیم زندگی را؟

چه جالب هر کدام از ما سیب پدرانمانیم و دانه فرزندان!
باز هم چه جالب که چرخه  زخمها همانند چرخه زندگی و مرگ و همانند چرخه دانه و سیب و...
همه چرخ ها می چرخند! ما نیز در آن میانه ...

راستی شما کجایید؟