سلام

بعد از ماجرایی که از همه التماس دعا کردم٬ 

 به آنجا رفتیم و آتش گرفتیم ( به گفته آقای مجابی) البته به نتایج خوبی رسیدیم ولی...،

 دیشب کتابی از قیصر امین پور رو داشتم می خوندم به نام شعر و کودکی که بین روحیات کودکانه و روحیات شعرا ارتباط برقرار کرده بود. خیلی جالبه که او حس کرده که شاعر برای گفتن شعرش نیاز به ورود به سرزمین کودکی دارد. سرزمینی معصوم وشاد!

براستی معصومیت شاعرانه با معصومیت کودکانه چه تفاوتی دارد؟

یا شاعر کودکانه و کودکی شاعرانه!

مانند گریستن کودکانه و کودکانه گریستن! ( کدام بهتر است؟)

چه سرزمین معصومیست این کودکی!

و چه کودک معصومیست این شاعر!

 بقول حسین پناهی:

زیباترین شعر دنیا

آب

آب

بابا آب

آی با کلاه

آی بی کلاه

 فعلا مست شوید تا بعد...