سلام

امروز نمی دونم چرا یاد فیلمی از احمد شاه مسعود افتادم و اون افتادگیش در راه رفتنش.

 اینم جمله ای از او:

ما برای آزادی می رزمیم
زیرا زیستن در زیر چتر بردگی، پست ترین نوع زندگی است.
برای حیات مادی همه چیز را می توان داشت. آب، نان و مسکن. ولی اگر آزادی ما برباد رفت اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد واگر استقلال ما نابود گشت، در آن صورت این زندگی، برای ما کوچکترین لذتی نخواهد داشت.


" به كوههاي پنجشير همواره به احترام خاص مي نگرم ، چون پرورش دهندة دشمني براي ما بود كه از جنگيدن با او به خود فخر مي ورزم ."
اين سخنان ، چكيده اي از خاطرات يك ژنرال ارتش سرخ شوروي سابق است كه در بيشتر حملات نظامي ارتش سرخ در دره استراتژيك پنجشير در دهة 60 ه .ش فرماندهي نيروهاي اشغالگر شوروي را بر عهده داشت .

جدای از مسائلی که ممکن است درذهن من و شما در اینباره ایجاد شود من به این فکر می کنم که ما همهمون در سفر قهرمانی در حال حرکتیم! اما نمی دونیم پادشاهی در سفر ما چیه. ببینید هر کسی پادشاهی خاص خودش رو داره. آخر سفر قهرمانی نا معینه!

مهم این نیست که کجای سفری ! مهم اینه که در حال سفری یا نه!

یاد جمله ای افتادم که خدا به نمازتون به روزه هاتون نگاه نمی کنه! بلکه خدا به قلبتون نگاه می کنه.

برای اینکه ببینی توی مسیر سفر قهرمانی هستی یا نه باید یک کار بکنی: کودکانه به قلبت نگاه کنی

هی... یادت باشه کودکانه دیدن با یتیمانه دیدن فرق داره! یتیمانه دیدن یعنی با نگاه بدبینانه با موضوعات مواجه شدن. دیدی بچه ای وقتی دستش می سوزه به همه چیزها برای مدتی بدبین میشه که نکنه بسوزونه!

باید به قلبت نگاه کنی چون اونه که تورو به مسیر سفر قهرمانی فرا می خونه! صدا قلبت صدای روحته.

گوش کن....