و تقدير آدمی در اين است که در سفر باشد و حذر از سفر کی تواند، سفر را رمزی که تا نچشيده باشی آسمان و زمين بر تو بگويند باز نخواهی فهميد... تنهايی های کودکی بازی های راحتی.... و اين است رمز بقای عشق در قلب آدمی.

اين چند روزه مشهد بودم و جاتون خالی حرم هم خلوت بود هم شلوغ. تو مسير رفت و برگشت کتاب شاهدخت سرزمين ابديت ( آرش حجازی ) رو خوندم. يه تيکه هاييش رو براتون در باره ابديت انتخاب کردم:

ابديت لامکانی نيست. ابديت ماييم. ابديت در ماست و ما در ابديت غوطه ور. جستجوی ابديت را از درون خود بياغاز.

ازل را بجوی پيش از جستجوی ابد، که از آنی

ابديت هموارگی سرگردانی ستارگان است.

ابديت را نجوی او تو را می جويد، اکنون را بياب که از کفت گريزان است.

ابديت دل خوشی پيران محتضر است.

آقا معلم: آمدن مدرسه دلی می خواد که افسوس فراق رو نخوره. الان استاد شجريان برام داره ميگه:

کی شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد -- يک نکته از اين معنی گفتيم و همين باشد

هانی جان: ما روحمون عادت داره سرفه هاشو بنويسه ور نه نفس کشيدن که راحته!