سلام

این هم چند تا کاریکلماتور که ازشون خوشم اومده! بابت تاخیر هم ببخشید

  1. آنقدر چشمانت را باز نکردی تا موجودی نگاهم ته کشید.
  2. خیاط کار کشته٬ مو را از ماست می کشد و با آن نخ را سوزن می کند.
  3. لامپ فرسوده٬ تاریکی را در نزدیکترین فاصله می بیند.
  4. در چشمه آب حیات خفه شدم.

خدا رحمت کند پرویز شاپور را که هر موقع از آب بگیری تازه است!

این جمله آخر رو خودم نوشتم!

و باز هم می نویسم تا چه پیش آید!