تا حالا اسکلت خودت را دیده ای؟ وحشت کرده ای؟

تا حالا خودت را در لحظات ناخودآگاه دیده ای؟

چگونه ای هنگامی که از خشم در حال انفجاری و روبروی آینه می ایستی؟

چگونه ای هنگامی که چشم و گوشت کور و کر است و به صدایی که در درون توست گوش می دهی و فرمانش را اطاعت می کنی؟

اگر تا کنون مبتلا نشده ای٬ بدان که طوفانی سخت در انتظار توست. (آیا؟)

چشم طوفان را به خاطر داری؟

اگر تا کنون با اسکلت خود حرف نزده ای ...

فایده ای ندارد اسکلت درونت با خرد کردنش از یبن نمی رود!

اگر تا کنون به آرامش درون اسکلت خود دقت نکرده ای...

اسکلتت را نوازش کن!

بدان زندگی با اسکلت درونت٬ اولین گام زیستن است. (آیا؟)

چه جالب...

آرامش در عین ناآرامی

تلاطم در عین آرامش....

چه تناقضی...

و زندگی  پر است از تضادها و شاید زندگی همین است: تضادها

و کلام امام علی(ع) را به یاد می آورم:

عرفت الله بفسخ العزائم و نقض الهمم و حل العقد

خداوند را به سه چیز شناختم: سکشتن عزم ها ٬ نقض همتها و گشایش گره ها.

و باز هم می نویسم...