هی.....

در جستجوی لحظه ای جاودان همه چیز را تجربه می کنم.

به بهانه ی یافتن آنچه که آرزویش را داشتم.

و به چه می رسم...  به جایی که

آرزو کنم که آرزویی نداشته باشم.

هی...

به گمان من آرزوها بندند به دست و پایت٬ لیک خوب می دانم ...

این حس فقط آنی و پایدار است٬ آنی از نوع اکنون!

و آن دیگر...   شکست (آیا؟)...

و آن دیگر...    بقا (آیا؟) ...

و آرزو (ای کاش آیا؟)...

و باز هم می نویسم....