وقتی که چشمام روی هم بسته می شه

وقتی دلم از زمونه خسته می شه

دلمو دريا می کنم عقده هامو وا می کنم

ياد قديما می کنم

يادش بخير

با بچه های کوچمون٬ با چادر مادرامون

ياد محرم کرده بوديم٬تکيه علم کرده بوديم

همه پيرن مشکی به تن٫ سينه و زنجير ميزدن

يه قلب کوچيک که فقط

مست و خريدار حسين

نوشته بود رو پرچمش

عباس علمدار حسين