سرفه های روح
خاک ستاره ها هستم نه خاکستر سایه ها






منوی وبلاگ
سید عیسی هاشمی

درباره : سلام روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد. و من گاهی از سرفه های روحم می نویسم. البته ببخشید که گاه عطسه و فین فین هم قاطی می شه چون من آلرژی دارم! و دست بر قضا در این عکس در خطرناک ترین مکان برای آلرژی رفته ام. چه جالب زیباترین و خطرناک ترین! همین تناقضهای زندگی ست که آنر برایم جذاب کرده است.
پروفایل مدیر :سید عیسی هاشمی
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
 جهانگرد در دره عمیق فراموشی شهر سوم
 جهانگرد در دره فراموشی - شهر دوم
 جهانگرد در سرزمین فراموشی ها - شهر اول
 و زندگی با جهانگرد همچنان ادامه دارد - بتاز ای جهانگرد
 جهانگر در سرزمین آرزوها به انتهای آن می رسد. منزلگاه چهارم
 جهانگرد- سرزمین آرزوها - منزلگاه سوم
 جهانگرد و خانه دوم
 جهانگرد - منزلگاه اول
 او را در آغوش می کشم چون کودکی غرق در نور
 دعای کوذکان

موضوعات وبلاگ
()

صفحات وبلاگ


آرشیو وبلاگ
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤


نویسندگان وبلاگ



لینک دوستان
روزنگار یک معلم
ابتکار سبز
حوالی کوچه سنجاقک ها
هنوز ايستاده در زير باران
مرکز صلح و محيط زيست
امير محمود مجابی
نوشته های بهزاد افشاری
زوج هم دانشکده ای
پرستنده
دولت صحبت
سيد محمد مجابی
سلام روز
باید پامو بذارم رو زمین
برگ سبز وبلاگ شخصی سهیل رضایی
ایوب متانی
نمایندگی مجاز
مبتکران
شما بگين
زمهریر
قصه ناتمام
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

آمار و خروجی
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

حمله قلبی خفیف!!!

سلام

این مطلب رو در ایمیل گروه مبین (شماره ١٠٠٢) خوندم و از ته دل خندیدم.

لطفا قهقه بزنید.

 

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند دشد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.



.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

خواننده های مذکر عزیز خونسردی خود را حفظ کنید.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد.
خوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقههخوشمزهنیشخندخندهقهقهه

 

...